تقد يم به ان کسي که تمام عشق محمد بود
اين وبلاگ به عشق کسي ساخته شده که همه عشق محمد بود
   «  آرشيو   صفحه اصلي وب لاگ »

1

موضوع : مجالتاريخ : 01 February 2006   شماره : 9

 

 

ديگه هيچ کسو ندارم

خسته از تموم دنيام

ذره اي ثمر نداره

همه ي امروزو فردام

منه نا اميدو خسته

با دلي از غم شکسته

دستاي نامهربونت

همه ي درارو بسته

تنهاو خسته و حيرون

جاده هارو مي شمردم

نفسام آهنگ رفتن

ذره ذره من مي مردم

تووي هفتا آسمون من

يه ستاره هم ندارم

آسمون تيره و تاره

تکو تنها بي قرارم

نمي خوام زنده بمونم

زندگي برام عذابه

شوق ديدنت عزيزم

يه حبابه روي آبه

    ارسال نظر ( 101 )!
موضوع : آرامتاريخ : 24 January 2006   شماره : 8
 از سروده هاي خودم
  تقديم به آبجي گلم(آرام)
 
 
 ديگر شکايتي از چشم سياهت نمي کنم
 ديگر گلايه اي از غم و آهت نمي کنم
 دوباره دلهره و اضطراب ديدن تو
 از ترس برق نگاهت؛ نگاهت نمي کنم
 نمي شود که بمانم نه...نه.. نمي شود؛بروم               
 دگر تورا سرزنش از اشتباهت نمي کنم
 شايد مسافر شهر پرواز شکسته اي
 که بعد تو گريه بر سر راهت نميکنم
 تمام شد غزلم بغض گريه ام نشکست
 برو که ديگر در اين سينه پناهت نمي دهم
    ارسال نظر ( 4 )!
موضوع : اگر روزي...تاريخ : 20 January 2006   شماره : 7

    ارسال نظر ( 2 )!
موضوع : سکوتتاريخ : 20 January 2006   شماره : 6

قفس داران سکوتم را شکستند
دل دائم صبورم را شکستند

به جرم پا به پاي عشق رفتن
پر و بال عبورم را شکستند

مرا از خلوتم بيرون کشيدند

چه بي پروا حضورم را شکستند

تمنا در نگاهم موج مي زد

ولي روياي دورم را شکستند

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : زندگي منتاريخ : 20 January 2006   شماره : 5

يك روز از من خواهي پرسيد كه كدام را دوست دارم؟


  تو يا زندگي؟


  و من پاسخ ميدهم زندگيم****


  تو مرا ترك ميكني بي انكه بداني تويي تمام زندگي من....

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : کلبه تنهاييتاريخ : 02 January 2006   شماره : 4
 
    ارسال نظر ( 12 )!
موضوع : معناي لطيف عشقتاريخ : 01 January 2006   شماره : 3
گفتي كه به احترام دل باران باش،

باران شدم و به روي گل باريدم

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را،

از عشق تو گونه هاي او بوسيدم

گفتي كه ستاره شو دلي روشن كن،

من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش،

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتي كه براي لحظه اي دريا شو،

دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش،

مجنون شدم و ز دوريت ناليدم

گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز،

گل دادم و با تو سخت روييدم

گفتي كه كه بيا و از وفايت بگذر،

از لحجه ي بي وفاييت رنجيدم

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست، معناي لطيف عشق را فهميدم
    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : دلم گرفتهتاريخ : 01 January 2006   شماره : 2

 

دلم گرفته فرشته نجات...

گاهي كه دلم

به اندازهء تمام غروبها مي گيرد

چشمهايم را فراموش مي كنم

اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمي رساند

من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس

مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست

و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد

و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند

با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست

از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد

و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد

و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد

از چهار فصل دست كم يكي كه بهار است

من هنوز ترا دارم !

...

گاهي كه دلم

به اندازهء تمام غروبها مي گيرد

چشمهايم را فراموش مي كنم

اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمي رساند

من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس

مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست

و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد

و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند

با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست

از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد

و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد

و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد

از چهار فصل دست كم يكي كه بهار است

من هنوز ترا دارم !

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : عشقتاريخ : 01 January 2006   شماره : 1
 

وقتي در آغوشم بودي

قطره اشکي بر گونه ات لغزيد


خواستم با انگشتانم آن قطره اشک را پاک کنم

اما...! اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ...

آشنا بود...؟ يادم آمد....!

آن هنگام که خداوند تو را مي آفريد

خاک تو را با اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي

خيس من نگاه کن، اشکهاي من براي انگشتان تو آشنا نيست!

    ارسال نظر ( 1 )!

1

     

Copyright 2005 Cloob.com. All right reserved.